ن تمام سال مرا از بهارها
خط می کشم به روی تمامی جمعه ها
تا جمعه ای که سر زند از روزگارها
جز عطر عشق بر سرگیسو نمی زنی
تو با حسین عشق خدا مو نمی زنی

منبع: سایت نای دل</p></body></html><html><body><p>يا اين دل شكسته ی ما را صبور كن
يا لا أقل به خاطر زينب ظهور كن

ديگر بتاب از افق مكه ، ماه من!
اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن

با ذوالفقار حضرت مولا ، بيا و بعد
دلهاي شيعه را پرِ حسّ غرور كن

با كوله بار غربت و اندوه خود بيا
از كوچه هاي سينه زني مان عبور كن

امشب بيا كه روضه بخواني برايمان
امشب بساط گرية ما را تو جور كن

يا چند صفحه مقتل كرب و بلا بخوان
يا خاطرات عمه تان را مرور كن

هم از وفاي ساقي لب تشنگان بگو
هم يادي از مصيبتِ سرخ تنور كن

شاعر : یوسف رحیمی
منبع: سایت نای دل</p></body></html><html><body><p>جانانی و جان بر تو سپردیم و نمردیم
در هُرم نگاه تو فسردیم و نمردیم

نقش است به پیشانی چین‌خورده ز غیرت
ما جان به در از داغ تو بردیم و نمردیم

ابرو گره در هم زده چشمان شفق‌رنگ
دندان به لب خویش فشردیم و نمردیم

اقبال نگون‌بخت نگر كاین همه سر را
تا مرز قدم‌های تو بردیم و نمردیم

ظرف دل بی‌حوصله جوش آمد و سر رفت
خون دل جاری‌شده خوردیم و نمردیم

یك عمر نفس آمد و برگشت و به تسبیح
سنّ دل بی‌عار شمردیم و نمردیم

ما زنده به عشقیم كه با عشق بمیریم
صد مرتبه از داغ تو مردیم و نمردیم

شاعر: حاج محمود کریمی
منبع: سایت نای دل</p></body></html><html><body><p>جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد

شاعر : حمیدرضا برقعی
منبع: نای دل</p></body></html>اي غايب از نظرها كي مي شود بيايي
ما را ز غم رها كن بر درد ما دوايي

اي حسن بي نظيرت كرده مرا اسيرت
اميد در كمندم دردا از اين جدايي

من در خيال خالت، در حسرت نگاهم
ترسم كه طي شود عمر، اي نازنين نيايي

جانم شود فدايت ، دل ميكند هوايت
تا كي كنم صدايت ، تا بشنوم ندايت

يابن الحسن كجايي ، داد از غم جدايي
خود باعث حجابم بس كه دلت شكستم

شرمنده ي تو هستم تو غايت وفايي
جانا به جان زهرا ، بر عاشقت نگاهي

ثابت قدم بمانم ، در راه كه بياييدر این بخش دوستان میتونن پیامک های خودشونو به شماره(09194904108) ارسال کنند.
تا با نام خودشون تو بخش پیامک های ارسالی گذاشته شه.<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='text' href='w:text:111.txt' >الوداع</a><a class='text' href='w:text:112.txt' >دشت کربلا</a><a class='text' href='w:text:113.txt' >قبله اهل ولا</a><a class='text' href='w:text:114.txt' >روز عاشورا</a><a class='text' href='w:text:115.txt' >شب عاشورا</a><a class='text' href='w:text:116.txt' >حرکت از مکه</a><a class='text' href='w:text:117.txt' >تشنه کام کربلا</a><a class='text' href='w:text:118.txt' >لطف حسین(ع)</a><a class='text' href='w:text:119.txt' >عزادار حسین(ع)</a></body></html>ای امام عشق زینب الوداع
مست جام عشق زینب الوداع
خواهرا آن کهنه پیراهن چه شد؟
حال وقت انتقام کوچه شد
آنکه سیلی زد به روی مادرم
می نهد خنجر به روی حنجرمبه دشت و کوه و صحرا آل یاسین
چو مرغان هوائی پرکشیدند
به دشت کربلا آیات قرآن 
یکایک صف بر دلبر کشیدند
به ذکر یا حسین یک جرعه زان می
تمامی سر از آن ساغر کشیدند
چو پروانه به دور شمع سوزان
همه پر دور آن محور کشیدندقبله اهل حقیقت کربلاست
کربلا او قبله اهل ولاست
گرچه دارد کعبه مروه با صفا
لیک کسی دارد منای کربلا؟
کعبه را گر زمزم است آب حیات 
کربلا را آب خضر آمد فرات
آسمان حق پرستی کربلاست
مخزن اسرار هستی کربلاست
کربلا معشوق سازی می کند 
عشق با او عشق بازی می کند
گرچه مدفون است آنجا شاه عشق
کربلا را گو تولدگاه عشقای اهل حرم روز جدائیست بیائید
هنگام ملاقات خدائیست بیائید
ای خواهر غم پرور من گو به یتیمان 
هنگام غم و نوحه سرائیست بیائید
از تشنگی ای سوته دلان اشک مریزید
کز داغ عطش وقت رهائیست بیائید
یک تن ز شما روز دگر کرب و بلا نیست
بابای شما کرب و بلائیست بیائیددر شب پور شور عاشورا به دشت کربلا
تا سحر بیدار و شادانند اصحاب حسین
صوت قرآن و نماز است و مناجات و دعا
روشنایی بخش آنان نور مهتاب حسینهفتادو دو حاجی همه با رنگ خدایی
از مکه برون گشته شده کربلایی
هر پیرو جوان در ره معشوق فدایی
جسم و سرشان کرده ز هم میل جدایی
خیزید جوانان که علی اکبرتان رفت
ریحانه ریحانه پیغمبرتان رفت
از مکه سوی کرببلا رهبرتان رفت
گوئید به اطفال علی اصغرتان رفت
ای اهل منا شمع دل ناز کجا رفت
خیزید بپرسید که عباس کجا رفت
زین قافله روزی به مدینه خبر آید 
کز کرببلا زینب خونین جگر آیدالسلام ای تشنه کام کربلا 
السلام ای خامس آل عبا
ای لبانت بوسه گاه فاطمه 
ای خجل از تو فرات و علقمه
بر لب دریا لبت خشکیده بود
از عطش کی اصغرت خوابیده بود
کودکانت جملگی بی تاب آب 
دور از چشم یتیمان تو خواب
آب دریا بود مهر مادرت 
حسرتش می سوخت حلق اصغرت
تا به روز حشر آب از تو خجل
پای عقل ماست از صبرت به گل

غلامعلی رجائیلطف حسین ما را تنها نمی گذارد
گر خلق واگذارد او وا نمی گذارد
هل من معین او را باید جواب گفتن
شیعه امام خود را تنها نمی گذارد
زهرا به دوستانش قول بهشت داده است
بر روی گفته خویش او پا نمی گذارد 
از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم
باید که سوخت لیکن زهرا نمی گذاردهر که شد از سر اخلاص عزادار حسین
نام او ثبت نمایند به طومار حسین
ای خوش آن پاک سرشتی که غم خودبنهاد
شد در این عمر پریشان دل و غمخوار حسین
ای خوش آن کس که حسینی شد و از رویخلوص
پیروی کرد ز اندیشه و افکار حسین
گر به خوبان جنان فخر فروشند رواست
روز محشر همه یاران فداکار حسین
یا رب این منصب شاهانه ز ما باز نگیر
تا که پیوسته بمانیم عزادار حسین
گر چه هستیم گنه کار خدایا مگذار
در جزا بر دل ما حسرت دیدار حسین<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='folder' href='w:html:13.xml' >آبان ماه</a><a class='folder' href='w:html:15.xml' >دی ماه</a></body></html><?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='folder' href='w:html:121.xml' >اشعار مهدوی</a><a class='folder' href='w:html:127.xml' >اشعار اربعین</a><a class='text' href='w:text:131.txt' >در آستان جانان</a><a class='text' href='w:html:132.xml' >شعر انگلیسی در بتره مادر </a><a class='text' href='w:text:133.txt' >باتشکر...</a></body></html><?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><html><body><a class='text' href='w:html:122.xml' >درد دل</a><a class='text' href='w:html:123.xml' >غروب جمعه</a><a class='text' href='w:html:124.xml' >در فراق حضرت مهدی(عج)</a><a class='text' href='w:html:125.xml' >تکیه بزن به کعبه امیر سوارها</a><a class='text' href='w:html:126.xml' >يا اين دل شكسته ی ما را صبور كن</a></body></html><html><body><p>هرگز تو هم مانند من آزار ديدي؟
يار خودت را از خودت بيزار ديدي؟

آيا تو هم  هر پرده اي را باز کردي
از چار چوب پنجره ديوار ديدي؟

اصلا ببينم تا به حالا صـخره ب